تاریخچه زمین :
زمین در بدو پیدایش حدود 4.5 میلیارد سال پیش بصورت کرهای از مواد داغ و نیمه مذاب بود به حجم 2000 برابر بزرگتر از زمین کنونی . بتدریج عناصر سنگینتر تهنشین شده و هسته فلزی را بوجود آوردند و در عین حال عناصر سبکتر به سطوح فوقانی آمده و جبه و پوسته را تشکیل دادند. پس از گذشت چند میلیارد سال ، زمین سرد شد، سطح زمین جامد گشت ، جو زمین شکل گرفت . پس از یک میلیارد سال ، زمین به اندازه کافی سرد شده بود تا بخار آب موجود در جو متراکم شده و قطرات آب را بوجود آورد. این قطرات آب میلیونها سال به شکل باران شدید به سطح زمین افتاده ، باعث پاک شدن جو زمین و بوجود آمدن اقیانوس شدند. تکامل زمین هنوز هم ادامه دارد: پوسته زمین توسط فورانهای آتشفشانی در کف اقیانوسها نوسازی شده ، دائما بر اثر زمین لرزهها و حرکتهای قارهای در حال تغییر و تحول است. زمین انحرافی 23.5 درجه ای از محور عمود دارد که موجب تولید فصول می شود. تناسب گازهای مختلف در جو زمین نیز بر اثر دخالتهای انسان به آرامی در حال تغییر است.
حرکت زمین به شکل یک پوسته سنگی متشکل از 12 صفحه مجزاست. هر یک از قارهها روی یک یا چند صفحه قرار گرفتهاند. این صفحات با سرعتی شبیه به سرعت رشد ناخنهای انسان در حال حرکت هستند. صفحههای جامد ، روی سنگهای نیمه مذاب به حالت شناور هستند که خود این سنگهای نیمه مذاب توسط جریانهای داغی که از هسته فلزی زمین فوران میکنند، تکان خورده و باعث حرکت صفحهها در سطح زمین میشوند.
250 میلیون سال پیش ، سه تکه بزرگ خشکی بهم نزدیک شدند و یک خشکی بزرگ بنام پانجیا را بوجود آوردند. بعد از مدتی دریای تتیس این خشکی عظیم را به دو قسمت لوراسیا و گندوانلند تقسیم کرد. 120 میلیون سال پیش اوراسیا از هم شکافت و آمریکای شمالی از اروپا جدا شد. گنوانلند نیز شکافته شد و در نتیجه هندوستان به سمت جنوب آسیا حرکت کرد. قارهها همچنان به حرکت خود ادامه داده و به این شکل کنونی که میبینیم در آمدند. ظرف چند میلیون سال آینده قاره آمریکا به حرکت خود در سمت غرب ادامه داده و قاره آفریقا به اروپا و آسیا ملحق خواهد شد.
اولین موجودات زنده حدود 3.8 میلیارد سال پیش و اولین دایناسورها حدود 150 میلیون سال پیش در زمین ظاهر شدند. حدود 65 میلیون سال پیش نسل داینوسورها از بین رفت(انقراض دایناسورها). یکی از عوامل انقراض داینوسورها برخورد یک شهاب سنگ به زمین و پر شدن جو زمین از غبار بود. در چنین شرایطی نور و گرما به زمین نرسیده و یک دوره کوتاه یخبندان باعث مرگ داینوسورها بر اثر سرما و گرسنگی شده است. اگر همه تاریخچه زمین را در 24 ساعت خلاصه کنیم، نخستین انسانها در 2 ثانیه مانده به نیمه شب ظهور خواهند کرد.

تاریخچه ی منظومه ی شمسی :
منظومه شمسی از دیدگاه کپلر
اما یوهان کپلر ، دستیار تیکو براهه نظریه کوپرنیکی را پذیرفت. کپلر که یک ریاضیدان بود، سه قانون در مورد مدار سیارهها تدوین کرد. او با بررسی دقیق مشاهدههای براهه از مریخ ، به این نتیجه رسید که مریخ در مداری بیضی شکل حرکت میکند، نه دایرهای. قانون اول حرکت سیارهای کپلر میگوید: هر سیاره در مداری به شکل بیضی حرکت میکند، که خورشید در یکی از کانونهای آن قرار دارد.
قانون سوم کپلر فاصله سیاره از خورشید را با دوره تناوب آن ارتباط میدهد: زمانی را که طول می کشد تا یک بار به دور خورشید گردش کند، دوره تناوب سیاره مینامند. این قانون میگوید که توان دوم دوره تناوب ، یعنی I2 برابر با توان سوم فاصله یا D3 است.

منظومه شمسی از دیدگاه گالیله
در همان حال که کپلر این قانونها را بیان می کرد، گالیله ئو دانشمند ایتالیایی ، گام بزرگ دیگری در راه پیشترفت اختر شناسی بر میداشت. او با استفاده از تلسکوپ که به تازگی اختراع شده بود، به سیارهها ، ماه و خورشید نگاه کرد. (کار اخیر او ، یعنی نگاه کردن به خورشید اشتباه بود.
او با تلسکوپ مستقیماً به خورشید نگاه کرد و برای مدتی بینایی خود را از دست داد). آنچه او در آسمان میدید، با آموزشهای یونانیان باستان سازگار نبود. مثلاً او مشاهده کرد که ماه به هیچ وجه کره کامل نیست و مانند زمین دارای کوه و دره است.
گالیله همچنین کشف کرد که زهره ، مانند ماه ، صور مختلف دارد. او نخستین کسی بود که چشمش به قمرهای مشتری افتاد و با تلسکوپ خود متوجه شد که شمار ستارگان ، بیشتر از آن است که با چشم برهنه (غیر مسلح) دیده میشود.
منظومه شمسی از دیدگاه نیوتن
در اواخر قرن هفدهم یک دانشمند بزرگ انگلیسی ، به نام آیزاک نیوتن ، قانون نیروی جاذبه (گرانش) را کشف کرد. این قانون میگوید که اشیاء با نیروی جاذبه ، به طرف یکدیگر کشیده میشوند. قدرت این نیرو بستگی به مقدار جرم اشیاء و فاصله آنها از یکدیگر دارد. قانون جاذبه توضیح میدهد که چرا مدارهای سیارهای و قمری به شکل بیضی هستند. این قانون حرکت همه اشیاء را در جهان تبیین میکند.
در نهایت . . .
در سال 1543 نیکلا کپرنیک ، ستاره شناس لهستانی (1543-1473) ، در کتابش تحت عنوان گردش افلاک آسمانی جهان خورشید مرکز را پیشنهاد نمود.
در این فرضیه افراطی خورشید در مرکز جهان قرار میگرفت و زمین و پنج سیاره شناخته شده دیگر در مدارهایی حولش میچرخیدند. این الگوی ارائه شده توسط کپرنیک اساس دیدگاه نوین ما درباره منظومه شمسی شد.
دانشمندان با تحقیق و بررسی به چندین نظریه برای چگونگی پیدایش منظومه ی شمسی رسیده اند . اینجا به برخی از این عقاید می پردازیم . . .
نظریه ی اول، انفجار بزرگ(بیگ بنگ):
دانشمندان گفته اند حدود ۵ میلیارد سال پیش ستاره ای از کنار خورشید عبور میکند و انفجاری به وجود می آورد که باعث پخش شدن مواد در اطراف خورشید می شود. سنگ ها و فلزات چون سنگین ترند کمتر دور می روند و ماده ی پیش زمینه ای سیارات عطارد زهره زمین مریخ که از جنس سنگ و فلز هستند به وجود می آورند و گاز ها که سبک تر هستند دور تر پرتاب می شوند و ماده ی زمینه ای سیارات مشتری زحل اورانوس نپتون و پولوتون را به وجود می آورند که از جنس گازند. البته چون پولوتون خیلی دور است جزء منظومه ی شمسی حساب نمی شود به تدریج مواد پیش زمینه ای شروع به چرخش به دور خود و خورشید می کنند و همانطور که می چرخند در اثر نیروی گریز از مرکز بعضی مواد به اطراف پرتاپ میشوند و اقمار را به وجود می آورند.
نظریه ی دوم:
خورشید اول توده ی بزرگی از گاز بود در قسمت هایی از این توده چرخش هایی به را افتاد که موجب جمع شدن مواد و چرخش کل توده شد در اثر نیروی گریز از مرکز مواد به صورت حلقه هایی به دور خورشید از آن خارج شدند و جا هایی از این حلقه ها که جرم بیشتری داشتند در اثر چرخش به درو خورشید سایر مواد کوچکتر را جذب کردند و به شکل سیارات در آمدند که حالا مسیر همان حلقه ها مدار چرخش سیارات به دور خورشید است.

نظریه ی سوم:
در این نظریه گفته شده که از آن توده ی عظیم گاز فقط خورشید به وجود نیآمده بلکه سیارات نیز مانند خورشید به طور مستقل به وجود آمده اند.
تبلیغات 



